فناوری های راهبردی چطور متولد می شوند

فناوری های راهبردی چطور متولد می شوند به گزارش عصر لینک، در بین همه سرمایه گذاری هایی که برای ساختن آینده یک کشور انجام می دهیم، شاید هیچ کدام به اندازه سرمایه گذاری بر ذهن نسل آینده سرنوشت ساز نباشد. فناوری را میتوان خرید، اما فرهنگ فناوری را نمی توان وارد کرد؛ ابزار را میتوان وارد کرد، اما ذهنی که ابزار بعدی را طراحی کند باید در همین سرزمین و همین آب وخاک پرورش یافته باشد.


ما معمولا زمانی به سراغ فناوری می رویم که به آن نیاز پیدا کرده ایم؛ زمانیکه صنعتی با یک خلأ روبه رو شده، فناوری دیگری در جهان به بلوغ رسیده یا بازار از محصولی جدید سرشار شده است، یا زمانیکه دیگر نیاز های روزمره ما با همان نسبت فناوری قبلی در توازن وتناسب نیست. آنگاه می کوشیم با شتاب، نیروی انسانی تربیت نماییم و فاصله خودرا با جهان کاهش دهیم.
اما فناوری های راهبردی چنین متولد نمی شوند. فناوری کودکی نیست که سیزده ساله متولد شود، فناوری ها کودکانی شیرخواره اند. آنها حاصل سال ها انباشت دانش، تجربه، خطا، کنجکاوی و مهم تر از همه، تربیت نسلی هستند که از کودکی با منطق حل مسئله زندگی کرده است.
این ضرورت دیگر یک گزاره نظری نیست. مجمع جهانی اقتصاد در گزارش آینده مشاغل ۲۰۲۵، بر پایه بررسی بیشتر از هزار کارفرما با پوشش بیشتر از ۱۴ میلیون شاغل، پیشبینی کرده است که تا سال ۲۰۳۰ حدود ۱۷۰ میلیون شغل جدید ایجاد و ۹۲ میلیون شغل جابه جا یا حذف خواهد شد؛ یعنی در مجموع ۷۸ میلیون فرصت شغلی خالص جدید. در همین حال، حدود ۳۹ درصد مهارت های فعلی نیروی کار نیز تا آن زمان دستخوش تغییر یا منسوخ شدن خواهند شد.
این اعداد بیشتر از انکه یک تحلیل باشند، یک پیام روشن دارند: نظام آموزشی نمی تواند برای مشاغل روز گذشته انسان تربیت کند و انتظار داشته باشد صنعت فردا شکوفا شود. اما مسئله فقط آموزش کار با فناوری نیست. مسئله، تربیت «ذهن فناور» است.
در ارزیابی برنامه بین المللی ارزیابی دانش آموزان (PISA) در سال۲۰۲۲، سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) برای اولین بار «تفکر خلاق» را در مقیاس بین المللی سنجید؛ یعنی توانایی تولید ایده های متنوع و اصیل و ارزیابی و بهبود آنها را مورد بررسی قرار داد. نکته مهم آنست که خیلی از نظام های آموزشی موفق در تفکر خلاق، در ریاضیات، خواندن و علوم نیز عملکرد بالاتر از متوسط داشتند. این یافته گواه اینست که فناوری از حفظ کردن نام ابزارها شروع نمی شود؛ از توانایی دیدن مسئله ای که هنوز کسی برای آن راهکار نیافته است شروع می شود.
از این رو، اگر مقرر است هوش مصنوعی، رباتیک، زیست فناوری، مواد پیشرفته، انرژی های نو، فناوری کوانتومی و دیگر فناوری های نوظهور در آینده به مزیت اقتصادی کشور تبدیل شوند، باید خیلی پیشتر از ورود دانش آموز به دانشگاه، ریشه های آنها در نظام آموزشی شکل گرفته باشد.
البته مضمون کلام این نیست که مدرسه را به لابراتوار فناوری های مد روز تبدیل نماییم یا هر چند سال یک مرتبه، با تغییر یک تکنولوژی و ظهور آن، کتاب درسی جدیدی هم ظهور یابد. فناوری با «افزودن چند درس» و صحبت های رسانه ای وارد فرهنگ آموزشی نمی گردد. باید منطق فناوری وارد آموزش شود: پرسیدن، آزمودن، ساختن، شکست خوردن، اصلاح کردن و باردیگر ساخت و بالاخره ساختن.
دانش آموز باید بجای آنکه همیشه منتظر پاسخ صحیح باشد، یاد بگیرد چه طور سؤال درست طرح کند. باید تجربه کند که شکست در یک آزمایش، الزاماً شکست انسان نیست؛ گاهی قدم نخست برای رسیدن به یک ایده بهتر است. گام برداشتن به مراتب مهم تر از به مقصد رسیدن است.
یونسکو نیز در گزارش جهانی پایش آموزش (Global Education Monitoring Report) در سال ۲۰۲۳ تاکید می کند که فناوری آموزشی نباید جایگزین تعامل انسانی شود و اثربخشی فناوری در آموزش، به عواملی همچون آمادگی معلم، دسترسی عادلانه و حکمرانی مناسب وابسته است. یونسکو گزارش می دهد که تنها حدود نیمی از نظام های آموزشی جهان، استانداردهایی برای شایستگی های فناورانه معلمان در چهارچوب های شایستگی، آموزش معلم یا برنامه های توسعه حرفه ای دارند.
پس مسئله، فقط آوردن کامپیوتر و هوش مصنوعی به کلاس درس نیست. فناوری زمانی به فرهنگ تبدیل می شود که چارچوب آموزشی به چیدمان تجربه یادگیری تبدیل گردد.
اگر این مهم به وقوع بپیوندد، اثر آن در بلند مدت خیلی فراتر از مدرسه خواهد رفت. نسلی که با ذهن فناور تربیت شده، هنگامی که وارد دانشگاه و صنعت می شود، الزاماً منتظر نمی ماند تا صنعت مسئله را به او تحویل دهد؛ خودش مسئله را کشف می کندیابه بیانی عمیق تر، خودش مسئله خلق نماید
آن روز، دانش آموخته ای که وارد کارخانه می شود، فقط به دنبال یک شغل نیست؛ به دنبال یک مسئله برای حل کردن است و آن زمان است کهیک دانش آموخته به لوغ رسیده است. در کشاورزی، مسئله آب را می بیند؛ در انرژی، اتلاف را؛ در صنعت، ناکارآمدی را؛ در حمل و نقل، زمان و هزینه را؛ و در محیط زیست، منابعی را که بی جهت از دست می روند.
سپس دانش و فناوری را برای حل آنها به کار می گیرد. اینجاست که نوآوری دیگر فقط محصول سیاستهای دولتی نیست؛ به یک پروسه خودجوش اجتماعی تبدیل می شود.
شاید این همان حلقه مفقوده ای باشد که باید به جد در مورد آن بیندیشیم. ما اغلب از صنعت می خواهیم فناوری تولید نماید، از دانشگاه می خواهیم نیاز صنعت را پاسخ دهد و از دولت می خواهیم این دو را به یکدیگر متصل کند؛ اما قبل از همه اینها باید انسانی تربیت شود که بتواند میان «دانش» و «مسئله» پل بزند. ذهن های پل ساز همان دهن های فناور هستند.
اگر می خواهیم روزی فناوری به شکل طبیعی خلأهای صنعت کشور را پر کند، اگر می خواهیم کارآفرینی فناورانه از دل جامعه بجوشد و اگر می خواهیم در برخورد با فناوری های نوظهور، مصرف کننده محصولات دیگران نباشیم، نقطه شروع را نباید فقط در کارخانه، دانشگاه یا پارک فناوری جست وجو نماییم.
نقطه آغاز، کلاس درس است و شاید آینده فناوری ایران، همین حالا، در ذهن دانش آموزی نشسته باشد که هنوز زنگ آخر مدرسه اش نخورده است.
فناوری، قبل از آنکه صنعت باشد، فرهنگ است؛ و فرهنگ، قبل از آنکه در کارخانه ساخته شود، در ذهن انسان شکل می گیرد.
* پژوهشگر حوزه فناوری و سیاست

منبع:

1405/06/25
11:44:02
4
0.0 / 5
تگهای مطلب: آموزش , ابزار , اقتصاد , بازار
این پست عصر لینک را می پسندید؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۳ بعلاوه ۱
asrelink.ir - حقوق مادی و معنوی سایت عصر لینك محفوظ است

عصر لینك

معرفی وبسایتهای خوب ، دروازه ورود به دنیای اطلاعات ، بهترین ها در یک نگاه